مطالعات تداوم بقاء سازمان های تروریستی و متغیرهای درگیر در آن، بُعد نوینی در مطالعات تروریسم به شمار می رود. در این میان نحوه فعالیت های اطلاعاتی این سازمان ها به عنوان نبض حیات شان، از اهمیت بسزایی در مطالعات مذکور برخوردار است. داعش به مثابه سازمان تروریستی، از ابتدای حیات خود واجد سازمان اطلاعاتی و ضد اطلاعاتی خبره و قدرتمندی بود که تمامی زوایای فعالیت های این سازمان را تحت اشراف گسترده خود داشت. لکن این اشراف در ارتباط با فشارها، تحولات و مقتضیات بیرونی قرار داشت که شکل سازمانی و نحوه کُنش آن را دستخوش دگرگونی قرار می داد. براین اساس پژوهش حاضر در برخورد با داعش به مثابه موجودیتی اجتماعی، درصدد پاسخ به چرایی و چگونگی کُنش های اطلاعاتی داعش، با اتخاذ چارچوب نهادگرایی جامعه شناختی است. براین اساس یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که کنش اطلاعاتی داعش در ابتدا هم شکلی تقلیدی بوده و از ماهیت اطلاعاتی به پوششی ایدئولوژیک سیر کرده و در گام بعدی این کنش با اتخاذ رویکرد هم شکلی هنجاری در قلمرو تحت سیطره و مناطق همجوار آن شبکه ای بوده و در مناطق دور دست و خارج از کنترل و اشراف سازمان، به صورت خوشه ای بود. در پژوهش حاضر ابزار گردآوری داده ها کتابخانه ای و مصاحبه با نخبگان مطلع بوده و روش تحلیل داده ها توصیفی– تحلیلی می باشد.